قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
580
درة التاج ( فارسى )
جسم ساكن در حيّزى مثلا حاصل شود در حيّزى « 1 » ديگر - بىحركتى انكار فطريّات كرده است . و حركت منقسم ميشوذ بآنك مقتضى آن قوّتى باشد جسم را ، يا امرى خارج از جسم و قوى او . و اوّلى را يا شرط كنند در آن كى او بادراك ، و ارادت باشد و اين حركت ارادى است ، جون حركت حيوان ، يا شرط نكنند در آن اين را ، و اين حركت طبيعى باشد : خواه قوّت اقتضا آن كند بر وتيرهء واحده ، جون حركت حجر بشيب ، و خواه بر وتاير مختلف جون نموّ بنات . و ثانيه حركت قسرى باشد اگر متحرك كجزء من المحرّك نباشد ، يا محرك مكان متحرك باشد ، و الّا حركت عرضى بوذ جون « 2 » حركت جالس « 3 » سفينه به حركت سفينه . و حركت را تصوّر توان كرد در اين ، جون انتقال از مكانى به ديگرى . و در وضع ، جون حركت جرمى دائر بر مركز نفس خوذ ، نه بر جيزى كى خارج باشد ازو ، جه كلّ او را حركتى هست و كلّ از مكان خوذ برون نرفت . و آنج جامع حركت اينى و وضعى است : آن است كى ايشان هر دو انتقالىاند به نسبت با امرى كى خارج است از جسم ، و هيأت او ، و در كمّ يا از مقدارى به مقدارى اكبر ازو ، و اين نموّ باشد اگر بورود مادّهء باشد ، و تخلخل اگر بدون آن باشد ، يا به مقدارى اصغر ازو ، و اين ذبول باشد اگر بانفصال مادّه باشد ، و تكاثف اگر جنين نباشد و در كيف جون تحرّك جسم از سواد ببياض ، يا از حموضت بحلاوت ، شيئا فشيء بر وجه تدريج . و تغيّر درين تصور ميتوان كرد بيحركتى جون علمى و ارادتى كى متبدّل شوند به غير ايشان دفعة و عقل اگر جه تصوّر حركتى [ مى ] كند در كم ، و كيف ، امّا در نفس امر حركت دريشان نيست .
--> ( 1 ) - چنيرى - م . ( 2 ) - و جون - اصل . ( 3 ) - ساكن - م - ط .